عبد الحسين نوايى
31
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
آمدند و سپس شاه در حالى كه در كالسكهء روبازى نشسته بود ، سه ساعت به غروب مانده ، به طرف مجلس حركت كرد . در جلوى مجلس طاق نصرت باشكوهى برپا كرده و براى محل جلوس شاه در تالار مجلس صندلى مرصعى نهاده بودند . در جلوى در مجلس ، وزيران و وكيلان موكب شاه را استقبال كردند . شاه در ضمن نطق خود اظهار كرد « امروز را مىتوان اول روز سعادت اين مملكت بدانيم و درحقيقت امروز مشروطيت را به ورود خودمان در مجلس شورا تكميل كرديم » . سپس آية اللّه آقا سيد عبد اللّه مجتهد شرحى وافى دربارهء خدمات شبانهروزى وكلاى ملت ، مخصوصا تنظيم بودجهء كشور بيان كرد و محمد على شاه پس از ابراز خوشوقتى خطابهء خود را به ناصر - الملك داد كه قرائت نمايد و در جواب خطابهء شاه ، حاج سيد نصر الله تقوى خطابهء بليغى ايراد كرد . آنگاه محمد على شاه سوگند ياد كرد كه « تمام هم خود را مصروف حفظ استقلال ايران نموده و قانون اساسى مشروطيت ايران را نگهبان بوده و بر طبق قوانين مقرره سلطنت كند » و سپس اين مراسم پايان يافت در حالى كه مردم و مجلس تا حدى اميدوار شده بودند . ولى هنوز چند روز از اين ماجرا نگذشته بود كه عهدشكنى شاه قاجار و دشمنى او با مشروطيت آشكار شد . دسايس درباريان درباريان و اطرافيان شاه ، كه پس از كشته شدن اتابك خود را هواخواه مشروطه و مشروطهخواهان قلمداد نموده بودند ، چون مدتى از آن واقعه گذشت و درعب آن از دلها رفت ، بار ديگر اطراف محمد على شاه را گرفته او را كه خود دشمن مشروطهخواهان بود ، تحريك به مبارزه و مخالفت با مجلس مىنمودند از آنجمله سعد الدوله كه در آغاز كار جزو آزادىخواهان و مشروطهطلبان بود و از اسرار آنها آگاهى داشت ، به شاه چنين فهمانده بود كه به آسانى مىتواند ريشه و اساس مشروطيت را از كشور براندازد . درباريان پس از آنكه شاه قاجار را